الملا فتح الله الكاشاني

123

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

* ( تُكَذِّبانِ ) * تكذيب ميكنيد و انكار آن مينمائيد * ( سَنَفْرُغُ ) * زود باشد كه فارغ شويم از همهء امور و متجرد شويم از آن * ( لَكُمْ ) * براى حساب و جزاى شما و آن در روز قيامت خواهد بود كه حق سبحانه هيچ كار ديگر نكند در آن روز غير از حساب و جزاى بندگان پس مراد آنست كه چون وقت حساب در آيد هيچ كارى ديگر مشغول نشويم و در اكثر تفاسير مذكور است كه اين تهديديست مستعار از اينكه متهدد شخصى را گويد ( سافرغ لك ) يعنى زود باشد كه با تو پردازم و متجرد شوم از هر چه مشغول سازد مرا از تو و غير از شغل تو شغل ديگر نداشته باشم مراد توفر است بر نكاية او و صرف جميع همم در انتقام كشيدن از او چه متجرد از براى شيئى اقربست بر آن شىء و جدا و در آن بيشتر ( و باى حال فراغ ) اينجا به معنى ارادهء محاسبه و قصد مجازاتست نه فراغى كه بعد از شغل باشد زيرا كه آن از خواص ممكناتست يعنى زود باشد كه قصد جزا و حسنات شما كنيم و نزد بعضى معنى آنست كه اى معشر جن و انس پس از ترك و امهال بر كار شما اقبال خواهيم كرد و گويند كه اينهم وعيد است مر عاصيان را و هم وعد مر متقيان را يعنى زود باشد كه عقوبت و مثوبت شما كنيم * ( أَيُّه الثَّقَلانِ ) * ايد و گروه بزرگ قدر بدانكه عرب آنچه قدرى و قيمتى دارد آن را نقل گويند و لهذا حضرت رسالت ( ص ) فرمود كه انى تارك فيكم الثقلين يعنى در ميان شما دو چيز را مىگذارم كه جليل القدر و عظيم الخطراند و آن كتابست و عترة طاهرهء من و اينجا مراد جن و انساند كه رزين العقل و الراىاند يا عظيم الشان نسبت به حيواناتى كه ما دون آنهايند و حضرت صادق ( ع ) فرموده كه تسميه ايشان بثقلان باعتبار آنست كه گرانبارند به تكليف و نزد بعضى ديگر باعتبار آنست كه بباره گناه گران مانده‌اند و يا به جهت احيا و موتاى ايشان زمين گرانبار شده و منه قوله تعالى وَأَخْرَجَتِ الأَرْضُ أَثْقالَها اى موتاها و ايراد ضمير جمع در سنفرغ لكم با آنكه مرجع آن جن و انساند باعتبار افراد آنها است * ( فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما ) * پس بكدام از نعمتهاى پروردگار خود كه تهديد شما نموده به حساب تا از اعمال بد منزجر شويد و بعنوان تعظيم خطاب فرموده تا بكرم بيحد او اميدوار باشيد * ( تُكَذِّبانِ ) * تكذيب مينمائيد * ( يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالإِنْسِ ) * اينكلام در حكم تفسير ثقلانست يعنى اى گروه پريان و آدميان * ( إِنِ اسْتَطَعْتُمْ ) * اگر توانيد * ( أَنْ تَنْفُذُوا ) * آنكه بيرون رويد * ( مِنْ أَقْطارِ السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) * از كنارهاى آسمانها و زمينها تا بگريزيد از مرگ يا از عذاب * ( فَانْفُذُوا ) * پس بيرون رويد و فرار نمائيد * ( لا تَنْفُذُونَ ) * بيرون نميتوانيد شد و قادر نيستيد بر آن * ( إِلَّا بِسُلْطانٍ ) * مگر بتسلط و غلبه يا بقدرت من كه بشما اعطا كنم و حال آنكه شما را اين تسلط نيست و اعطاى قوت